Dienstag, 8. Juli 2014

سلسله سلوكيان قسمت دوم

سلوكيان قسمت دوم


سكه فرهاد دوم
مهرداد در ۱۳۸ (پیش از میلاد) مرد و پسر جوانش فرهاد دوم جایش را گرفت و مادرش با عنوان نایب‌السلطنه به گرداندن کشور پرداخت. در این زمان دیمتریوس دوم دوبار کوشید تا از هیرکانیا بگریزد و هر دو بار ناکام ماند. نخستین بار که او را باز به بند کشیدند فرهاد او را سرزنش نمود و بار دوم که دستگیر شد فرهاد برای خوارداشتش قاپ‌های زرینی را که بازیچهٔ کودکان بود بدو پیشکش کرد تا نشان دهد که کار بچگانه‌ای را انجام داده‌است. در ۱۳۰ (پیش از میلاد) فرهاد از دو سو گرفتار جنگ شد؛آنتیوخوس هفتم که تروفون را سرکوب‌کرده و بر یهودیه چیره‌گشته‌بود با سپاهی پرشکوه و افسانه‌ای رو به سوی میانرودان نهاد و سه بار پی در پی سرداران اشکانی را شکست داد و تا ماد پیشروی کرد و شرط‌های سنگینی برای آشتی با فرهاد گذارد. در زمستان آنتیوخوس در کنار همدان اردوزد، ولی سپاهیانش آنچنان با مردمان آن سامان به بدی برخورد کردند که مردمان بر سپاهیان شوریدند. در بهار فرهاد دیمتریوس را آزاد کرد، میان سلوکیان که شاه پیشنشان را از بند رهیده می‌دیدند چنددستگی پیش آمد و از دیگر سو مردم ماد نیز بر ایشان شوریده‌بودند و لشکریان فرهاد نیز بر سلوکیان تاختند، پس آنتیوخوس شکست خورد و کشته شد. پیکر بی‌جانش را در تابوتی سیمین به سوریه فرستادند و پسرش سلوکوس نیز به همراه برادرزادهٔ آنتیوخوس به بند افتاده و به مشکوی(حرم) فرهاد فرستاده‌شدند. این واپسین کوشش سلوکیان برای بازگرداندن ایران به زیر فرمان خود بود.
در ۱۲۸ (پیش از میلاد) در پی شورش سربازان مزدور یونانی در سپاه اشکانی فرهاد کشته شد و عمویشاردوان دوم جانشینش شد. در این زمان ایران گرفتار پیشروی سکاها بود. اردوان نیز در ۱۲۴ (پیش از میلاد) در مرزهای خاوری پارت کشته‌شد. در این زمان عرب‌ها بر بابل چیره‌شدند. مهرداد دوم پسر اردوان جانشین او شد. در آغاز بابل را بازپس‌گرفت. آنگاه بر ارمنستان چیره‌شد. سپس هرات و پارت را بازپس‌گرفت و سیستان را به زیر فرمان خود درآورد و با پدیدآوردن آرامش بر قدرت خویش افزود. در ۸۸ (پیش از میلاد) که درگیری در خاندان سلوکی رو به افزایش گذارد مهرداد در این درگیری مداخله کرد ودیمتریوس سوم پادشاه سلوکی را گروگان گرفت و دیمتریوس نیز تا پایان زندگیش در بند مهرداد بود. پس از مهرداد در روزگار فرهاد سوم بود که واپسین بازمانده‌ها از پادشاهی سلوکی از هم گسست و رومیانجای ایشان را گرفتند.
پایان کار سلوکیان
با بر سر کار آمدن آنتیوخوس سوم دولت سلوکی جانی دوباره یافت. وی یک رشته جنگ‌ها در بخش‌های خاوری مرزهایش میان سال‌های ۲۰۹-۲۰۴ پیش از میلاد انجام داد. همچنین ازحدود ۲۰۰ پیش از میلاد پادشاهان سلوکی درگیر جنگ‌های دامنه‌دار سوری با بطلمیوسیان چیره بر مصر باستان شدند. هوده آنکه مصر یهودیه را به آنتیوخوس سوم واگذاشت. در این زمان دوباره نیروی سلوکیان به بالاترین اندازهٔ خود رسیده بود ولی به گواهی تاریخ این نقطهٔ اوج نقطهٔ سراشیب دودمان سلوکی -به ویژه پس از مرگ آنتیوخوس سوم- هم بود.
در ۱۹۶ (پیش از میلاد) آنتیوخوس سوم از برای دست یازیدن به تراکیه از هلسپونت گذشت و توانست در۱۹۴ پیش از میلاد آن سرزمین را به مرزهای خود بپیوندد. نفوذ سلوکیان بر اروپا برای روم تحمل‌ناپذیر بود پس در ۱۹۲ (پیش از میلاد) میان این دو ابرنیروی آن زمان جهان درگیری آغاز شد. با اینکه آنتیوخوس از پشتیبانی شهرهای یونانی و یاری جنگ‌سالار کارتاژی هانیبال برخوردار بود ولی سرانجام شکست خورد و ناگزیر به پرداخت پولی هنگفت شد. همچنین سلوکیان چیرگیشان بر آسیای کوچک را نیز از دست دادند.
اندکی پس از آن کار بر سلوکیان تنگ‌تر شد، از یکسو روم نیرومند به دشمنی با ایشان برخواسته بود؛ از دیگر سو شورش مکابی در پس از سال ۱۶۵ پیش از میلاد در یهودیه-که از پشت‌گرمی روم هم بهره‌مند بود- کار را بر ایشان سخت‌تر نمود. از دیگرسو اشکانیان هم نیروگرفته‌بودند و تا بابل پیش‌روی کردند و بر شهر بابل و سلوکیه دست‌یازیدند (۱۴۱ (پیش از میلاد)). به این رشته از ناکامی‌ها جنگ‌های درونی سلوکی بر سر تاج و تخت و چنددستگی ایشان نیز افزوده‌شد. پس سرانجام فرماندهان رومی لوکولوس و پومپه در یک‌چهارم دوم سده یکم پیش از میلاد بر تاریخ سلوکی خط پایان کشیدند. واپسین شاه سلوکی در ۶۴ پیش از میلاد از تخت به زیر کشیده‌شد.
گاهشماری سلوکی
تاریخ سلوکی سامانه‌ٔ سالشماری بود که امپراتوری سلوکی و برخی سرزمین‌های همجوارش از آن بهره‌می‌بردند. مبدا تاریخ سلوکی پاییز سال ۳۱۲ پیش از میلاد بود که در آن زمان سلوکوس یکم به بابلدرآمد و از آن پس امپراتوریش پاگرفت. در آینده اشکانیان نیز یک چنین گاهشماری را از روی نمونهٔ سلوکیش قالب‌برداری کردند.
فرمانروایان سلوکی

Montag, 7. Juli 2014

زنجبيل دارويى براى تهوع

زنجبیل؛ دارویی برای تهوع (Ingwer)

زنجبیل یا زنجفیل گیاهی است با نام علمی ZINGIBER OFFICINALE که به نام عمومی GINGER در دنیا مشهور است. از نام های دیگر آن می توان به جربیل و زنزبیل نیز اشاره نمود. البته گونه های دیگری از این گیاه نیز وجود دارد که در ادامه توضیح داده می شود. زنجبیل، گیاهی است چند ساله که دارای ریزوم های غده ای است. ساقه های گیاه به طور عمودی از ریزوم ها خارج شده و در انتها به گل های زرد و زیبا منتهی می شوند. برگ های این گیاه پهن بوده و با غلافی به ساقه های متصل شده اند. قسمت مورد استفاده زنجبیل، بیخ آن است که پس از پژمرده شدن گیاه، آن را از زمین در می آورند و در تشتی چوبی ریخته، به هم اصطکاک می دهند تا پوست روی آن گرفته شود و بعد مغز چوبی آن را خشک می کنند. این گیاه بومی هندوستان است، ولی در نقاط دیگری از جهان از جمله چین نیز وجود دارد. کشت این گیاه در نقاطی مانند جنوب آسیا، آفریقای شمالی، جامائیکا، مکزیک و ژاپن معمول است.
تاریخچه
کاربرد دارویی زنجبیل به هندوچین باز می گردد. نشانه های کاربرد آن در کتب دارویی چین پیدا شده است. در قرن سیزدهم با مشخص شدن خواص آن، مصرفش در آشپزی سراسر اروپا رایج شد. زنجبیل در عطاری های قرون وسطی جایگاه خاصی داشت و از آن برای درمان تهوع و نفخ استفاده می شد.
اثرات درمانی
زنجبیل جزء گیاهان دارویی مهم بوده و دارای خواص متعددی از جمله ضد تهوع، مقوی قلب، ضد لخته شدن خون ، ضد باکتری، آنتی اکسیدان ، ضد سرفه، ضد سموم کبدی، ضد التهاب، ادرارآور، کاهش اسپاسم، محرک سیستم ایمنی، ضد نفخ، افزایش ترشحات روده ای معدی، پایین آورنده ی کلسترول خون، محرک گردش خون مغزی و محرک هضم غذا می باشد.
از زنجبیل استفاده های متنوعی می شود. از کاربردهای جدید آن می توان پیشگیری از: تهوع و استفراغ، کم اشتهایی ، بی اشتهایی روانی ، اسپاسم روده، برونشیت، مشکلات روماتیسم را نام برد. در صنعت غذایی هم به عنوان چاشنی استفاده می شود.
در مطالعات آزمایشگاهی مشخص شده است که زنجبیل دارای خاصیت ضد سرطانی می باشد. جینجرول، مهم ترین جزء تشکیل دهنده ی زنجبیل که مسئول ایجاد طعم و مزه در این گیاه می باشد، از رشد سلول های سرطانی مخصوصا سرطان روده بزرگ در انسان جلوگیری می کند.
زنجبیل با افزایش ترشح بزاق دهان و آنزیم های مجرای گوارشی، به هضم و جذب مواد غذایی کمک می کند.
زنجبیل با بیرون راندن مخاط خلطی از ریه ها، به درمان آسم، برونشیت و دیگر مشکلات تنفسی کمک می کند.
زنجبیل نیروبخش، مقوی معده، بادشکن و ضد رقت خون می باشد. درمان کننده یرقان است. اگر پودر آن را روی پوست بدن مالش دهند، آن را تحریک و قرمز می کند. تقویت کننده حافظه، بازکننده کبد و قاطع بلغم است و رطوبات غلیظی که در روی جدار روده و معده چسبیده باشد، از بین می برد. زنجبیل را جهت فلج و ضعف اعصاب تجویز کرده اند. زنجبیل برای درمان اسهال ناشی از مسمومیت غذایی نیز مفید است. تشنگی را برطرف می کند. مخلوط زنجبیل با نبات و کندر را جهت جلوگیری از نفخ میوه های نارس تجویز کرده اند. ضماد زنجبیل جهت گری(داءالثعلب) و فرو بردن ورم سودمند می باشد. اگر زنجبیل را کوبیده و روی آبگوشت بپاشند، درد مفاصل را تسکین می دهد. علاوه بر این مالیدن زنجبیل خشک و آب تازه ی آن برای معالجه رماتیسم نافع است. برای غدد فوق کلیه مفید بوده و ترشح هورمون کورتیزول را از این غدد زیاد می کند و بیشتر خواص زنجبیل به همین دلیل می باشد.
در چین از ریشه و ساقه ی زنجبیل به عنوان آفت کش برای دفع شته و هاگ های قارچ ها استفاده می شود.
با توجه به میزان متغیر اسانس زنجبیل که ارزش دارویی آن مزبوط به آن است، انواعی از زنجبیل که بالاتر از 5/1 درصد اسانس داشته باشند ارزش دارویی دارند. بنابراین در صورتی که زنجبیل کهنه باشد و یا به صورت پودر برای مدت طولانی مصرف نشود، کم کم اسانس(رایحه ی) آن کم شده و ارزش دارویی آن کاهش می یابد.
از انواع زنجبیل، انواع هندی، آفریقایی و جامائیکایی دارای ارزش بالا بوده، و نوع ژاپنی از ارزش کمی برخوردار است، طوری که نوع ژاپنی برای استفاده ی دارویی توصیه نمی شود.
مهم ترین ترکیبات شیمیایی
مهم ترین ترکیبات زنجبیل شامل مواد بودار سوزاننده ای است که بیشتر اثرات اصلی آن مربوط به همین مواد است.
ترکیبات اصلی آن شامل: انواع قندها (50 تا 70 درصد)، چربی ها ( 3 تا 18 درصد)اولئورزین(4 تا 5/7درصد) و ترکیبات سوزاننده (1 تا 3 درصد) است.
یک قاشق غذاخوری زنجبیل تازه(6 گرم) حاوی 5 کالری، یک گرم کربوهیدرات و مقدار بسیار جزئی چربی، پروتئین و فیبر می باشد.
فرآورده های زنجبیل
فرآورده های مختلفی از زنجبیل در سراسر جهان موجود است که شامل پودر، محلول الکلی، اسانس و عصاره ی تازه ی زنجبیل است. میزان مصرف آن تا سه گرم در روز بلامانع است. البته این میزان ممکن است به صورت 2 تا 3 نوبت مصرف شود(مثلاً سه نوبت یک گرمی) و یا به عنوان ضد تهوع می توان یک جا از 2 گرم آن استفاده کرد.
یک سس حیرت انگیز:
زنجبیل را با روغن زیتون ، فلفل قرمز خشک شده، دارچین، میخک، برگ بو و پیاز مخلوط نماییید تا سُسی لذیذ حاصل شود.
موارد منع مصرف
- در کودکان زیر دو سال نباید استفاده شود.
- مصرف زیاد زنجبیل موجب سوزش سردل می شود.
- افرادی که سنگ کلیه دارند، باید قبل از مصرف زنجبیل حتما با پزشک خود مشورت نمایند.
- اگر داروهای رقیق کننده خون مانند وارفارین و آسپیرین مصرف می کنید، زنجبیل نخورید.
- مصرف زیاد زنجبیل ممکن است با داروهای قلبی و دیابت تداخل نماید.
- مصرف آن در دوران بارداری و شیردهی باید در حد متعادل باشد.
- مصرف زیاد زنجبیل ممکن است باعث اختلالات سیستم عصبی مرکزی گردد.

در حاشيته جام جهانى برزيل ٢٠١٤

نگاهی به آمار تیم ملی ایران : قوچان نژاد خطاکار!

                                  دوشنبه، ۱۶ تیر ۱۳۹۳
رضا قوچان نژاد با انجام ۱۶ خطا در صدر جدول خطاکارها قرار گرفته ! نفر دوم خطاکارها هم از ایران است که البته حدس زدن نام این بازیکن خیلی کار سخنی نیست.
اگر از شما بپرسند که بیشترین تعداد خطا را در میان بازیکنان جام جهانی کدام بازیکن انجام داده حتما به گزینه هایی در پست دفاع و هافبک دفاعی اشاره میکنید اما جالب است بدانید که بیشترین خطا را مهاجمی از ایران قرار داده است!

رضا قوچان نژاد با انجام ۱۶ خطا و میانگین ۵.۳خطا در هر بازی در صدر جدول خطاکارها قرار گرفته ! نفر دوم خطاکارها هم از ایران است که البته حدس زدن نام این بازیکن خیلی کار سخنی نیست. آندرانیک تیموریان با انجام ۱۲ خطا و میانگین ۴ خطا در هر بازی رده دوم را از آن خود کرده است.
در رده های بعدی بازیکنان بداخلاقی دیده میشوند. فلینی، خشن ترین بازیکن جام در این لیست چهارم است و سوارز در رده بعدی قرار دارد. در رده بیستم هم نام ماریو بالوتلی دیده میشو. البته فلینی با ۱۹ خطا،تعداد خطاهای بیشتری از بازیکنان ایرانی انجام داده اما میانگین خطای او از قوچان نژاد و تیموریان کمتر است

اختلال افسردگى در كودكان و نو جوانان

اختلال افسردگي در كودكان و نوجوانان

تعاریف
اختلال افسردگي اساسي از دسته‌ی اختلالات خلقی است. خلق عبارت‌است‌از وضعيت احساسي‌كه اكثر اوقات افراد تجربه و گزارش مي‌كنند. وقتي از افراد مي‌پرسيم روحيه‌ات بيشتر اوقات چطور است؟ پاسخ مي‌دهد كه "معموليم"، يا اينكه "شادم". ممكن است برخي افراد احساس غمگيني داشته باشند و اين احساس‌شان را با كلماتي مثل "حالم گرفته‌است"، "بي‌حوصله‌ام"، "غمگينم" و يا كلمات ديگر بيان‌كنند. هريك از اين كلمات اشاره به وضعيت احساسي دروني افراد دارند، وضعيت‌هايي مثل خوشحالي، غمگيني، خشم و ... . بطور طبيعي افراد بايد يك وضعيت هيجاني متعادل را تجربه ‌كنند كه در موقعيت‌هاي مختلف به‌تناسب شرايط اين احساس دروني تغيير مي‌كند مثلا در موقعيت شادي‌آور تا حدي شاد و در موقعيت‌هاي ناراحت كننده ممكن است غمگين شوند. حفظ ثبات اين وضعيت هيجاني از وظايف مفز است. هرگاه عملكرد قسمت‌هايي از مغز كه وظيفه‌ي با‌ ثبات نگه‌داشتن احساسات دروني را برعهده دارند دچار اختلال شود، اختلال خلقي بوجود مي‌آيد. اختلالات خلقی را به دو دسته‌ی اصلی اختلالات افسردگی و اختلالات دو قطبی تقسیم می‌کنند. در اختلال افسردگي بجاي آنكه فرد خلق معمولي داشته‌باشد (نه خيلي شاد و نه غمگين) در غالب اوقات احساس غمگيني و يا احساس بي‌لذتي (از فعاليت‌هاي لذت‌بخش كمتر از قبل لذت مي‌برد) دارد. در اختلال دو قطبي احساسات فرد بين دو قطب غمگيني و شادي (يا عصبانيت شديد و تحريك‌پذيري) در نوسان است بطوري‌كه برخي روزها به‌شدت غمگين است و برخي روزها شادي افراطي يا تحريك پذيري زياد دارد. در اين نوشتار ما به معرفي اختلال افسردگي مي‌پردازيم و اختلال دوقطبي در بخش‌هاي ديگر اين سايت معرفي شده‌است. انواعي از اختلالات افسردگي وجود دارند و مهمترین اختلال در دسته‌ی اختلالات افسردگی، اختلال افسردگی اساسی است.
اختلال افسردگی اساسی
اختلال افسردگي اساسي اختلالي است كه در آن بايد حداقل يكي از نشانه‌هاي احساس غمگيني يا احساس بي‌علاقگي بمدت حداقل يك هفته همراه با 4 نشانه از نشانه‌هاي ديگري نظير كاهش انرژي و خستگي، بي‌حوصلگي، كاهش يا افزايش اشتها، كاهش يا افزايش خواب، كاهش تمركز، احساس بي‌ارزشي يا احساس‌گناه، اشتغال ذهني با مردن يا افكار خودكشي وجود داشته باشد و اين نشانه‌ها عملكرد فرد را مختل كرده باشد.
تظاهرات باليني در كودكان و نوجوانان
در كودكان نشانه‌هاي افسردگي تا حدي با بزرگترها متفاوت است. مثلا غمگيني را به شكلي كه در بزرگترها مي بينيم در كودكان ممكن است نبينيم.
در كودكان كم سن و سال بدخلقي، بهانه گيري‌هاي بي‌دليل و طولاني، گريه‌هاي طولاني و بدون دليل همراه با عصبانيت و تحريك پذيري بنحوي كه آرام كردن كودك دشوار است، ديده مي‌شود. والدين احساس مي كنند فرزندشان به اندازه‌ي گذشته شاد و سرحال نيست، در غالب اوقات بي‌حوصله و عصبي است، زود پرخاش مي‌كند و تحملش براي ناكامي كاهش يافته است. كاهش انرژي، زود خسته‌شدن، شكايت‌هاي جسمي (سردرد، دل درد، تهوع و ساير شكايت‌هاي جسمي مكرر و بدون علت مشخص)، كاهش علاقه به بازي و تفريح و لذت نبردن از اين فعاليت‌هاي لذت‌بخش از ديگر علائمي است كه ممكن است ديده شود.
علائم ديگري كه ممكن است ديده‌شوند عبارتنداز: بي‌اشتهايي كاهش وزن و يا ناتواني كودك در رسيدن به وزن مورد انتظار، بي‌خوابي يا پرخوابي روزانه، كندي حركتي، كاهش تمركز، احساس بي‌ارزشي يا گناه و افكار تكرار‌شونده مرگ مثل اين‌كه "كاش دنيا نيامده‌بودم" و يا اينكه "كاش مرده‌باشم". البته چگونگي بروز اين نشانه‌ها در سنين مختلف متفاوت‌است. در سنين پائين‌تر عصبانيت و تحريك‌پذيري، بدخلقي و قشقرق شايع‌تر است و در سنين بالاتر حالت غمگيني، گوشه‌گيري و انزوا، بي حوصلگي، كاهش انرژي، احساس خستگي و افكار مردن بيشتر ديده مي‌شود. به‌عبارت‌ديگر با افزايش سن شباهت علائم افسردگي به افسردگي بزرگسالان بيشتر مي‌شود. گاهي همراه با اين نشانه‌ها، نشانه‌هاي اضطرابي نيز در كودكان ديده‌مي‌شود. نشانه‌هايي مثل بروز نگراني افراطي راجع‌به سلامت خود يا اطرافيان، اضطراب در زمان جدا شدن از والدين يا وابستگي زياد به والدين، ترس از تاريكي و تنهايي و ترس‌هاي ديگر. در نوجوانان منفی کاری يا رفتارهای ضد اجتماعي، مصرف الكل و داروهاي غيرقانوني ممكن است مشاهده شود. احساس تمايل به ترك منزل، احساس درك نشدن و مقبول نبودن، بي‌قراري، بدقلقي و پرخاشگري در آن ها شايع است. بدخلقی، تعلل براي شركت در فعاليت هاي خانوادگي و كناره‌گيري از فعاليت‌هاي اجتماعي و پناه بردن به اتاق خود، مکرر دیده مي‌شود. بروز مشکلات تحصیلی، بي‌توجهي به ظاهر خود، هيجان زدگي همراه با حساسيت شديد به طرد شدن از دیگر نشانه هایی است که گزارش می شود.
بايد به‌خاطر داشت كه فقط داشتن يك يا دو نشانه از نشانه‌هاي افسردگي دليل وجود اين بيماري نيست. گاهي افراد به‌صورت گذرا اين علائم را دارند و يا برخي حوادث يا استرس‌ها موقتا اين علائم را ايجاد مي‌كنند. براي تشخيص اختلال افسردگي اساسي، بايد نشانه‌هاي اختلال حداقل يك هفته بصورت پايدار وجود داشته‌باشند، و باعث بروز مشكل در روابط بين فردي كودك با اطرافيان (كاهش ارتباط با همسالان، درگيري با همسالان يا والدين و ...)، و يا موجب افت تحصيلي، افت عملكرد فردي (رسيدگي كمتر به خود) و اجتماعي (انزوا و گوشه‌گيري) شده باشند.
بدنبال فوت عزيزان يك غمگيني طبيعي ايجاد مي‌شود و كه اختلال افسردگي محسوب نمي‌شود و به‌همين‌دليل معمولا تشخيص اختلال افسردگي اساسي در طي دو ماه اول مطرح نمي‌گردد. مگر در موارد خاصي كه اختلال عملكرد فردي، شغلي يا اجتماعي شديد، اشتغال ذهني بيمار گونه با بي‌ارزشي، افكار خودكشي، يا علائم برخي اختلالات شديد روان‌پزشكي مثل سايكوز در بازماندگان متوفي ايجاد شده‌باشد. نشانه‌هاي افسردگي به‌دلايل ديگري مثلا به دنبال بيماري‌هاي جسمي و يا مصرف مواد مخدر (در نوجوانان مصرف‌كننده اين مواد) نيز مي‌توانند بروز نمايند. همانگونه كه متوجه شديد، بروز نشانه‌هاي افسردگي هميشه نشان دهنده‌ي اختلال افسردگي نيست و گاهي مي‌تواند يك وضعيت طبيعي و يا ناشي از عوامل ديگري باشد. بنابراين تشخيص اين اختلال صرفا بايد توسط روان‌پزشك مطرح و تأييد شود.
شيوع
شیوع اختلال افسردگی در کودکان 2% و در نوجوانان حدود 4 تا 8% است. در كودكي ميزان شيوع آن در دخترها و پسرها مساوي است. در نوجواني در دخترها دو برابر بيشتر از پسرها ديده مي شود. به عبارت ديگر در نوجواني تعداد دخترهاي افسرده دو برابر پسرها است.
بعد از بلوغ خطر بروز افسردگی در هردو جنس بخصوص در دخترها (2 تا 4 برابر) افزایش می‌یابد و در نمونه های بررسی شده از جامعه بروز آن تا سن 18 سالگی به 20% می رسد.
تقریبا 5 تا 10% کودکان و نوجوانان نشانه های خفيف اختلال افسردگی را دارند. در این کودکان مشکلات قابل توجه روانی اجتماعی، تعداد زياد موارد افسردگی در افراد خانواده، افزایش خطر خودکشی و خطر بروز اختلال افسردگی اساسی بطور كامل دیده می شود.
اختلالات همراه
اختلال افسردگی اساسی مي‌تواند با اختلالات دیگری همراه باشد. بر حسب شرایط بین 40 تا 90 درصد کودکان و نوجوانان مبتلا به افسردگی به اختلالات دیگری نیز مبتلا هستند و 50% آن ها بیش از دو اختلال همراه دارند. شایع ترین اختلالات همراه عبارتند از: اختلالات اضطرابی، اختلالات رفتاري، اختلال بیش فعالی و نقص تمرکز. در نوجوانان اختلال سوء مصرف مواد نيز همراه با افسردگي ديده‌مي شود.
اختلال افسردگی اساسي معمولا به‌دنبال سایر اختلالات روان‌پزشکی مثل اختلالات اضطرابی دیده‌می‌شود ولی افسردگی به‌خودي‌خود نيز ممکن است زمینه‌ساز بروز اختلالات ديگري نظیر اختلال سلوک و اختلال سوء مصرف مواد باشد.
سیر بالینی
متوسط دوره‌ی افسردگی اساسی در کودکان و نوجوانان ارجاع شده به کلینیک‌ها 8 ماه می‌باشد. هرچند در اکثریت این بچه‌ها، اولین دوره‌ی افسردگی بهبود می‌یابد ولی احتمال عود در یک یا دو سال اول 20 تا 60%، و بعد از 5 سال به 70% می رسد.
اختلال افسردگی در بچه‌ها بسیار ناهمگون است و سیر متفاوتی را نشان مي‌دهد. عواملی که باعث ضعیف‌تر شدن پیامد اختلال می‌شوند عبارتنداز: شدت بالاتر، طولاني‌تر شدن دوره‌ي اختلال، دوره‌های مکرر عود، همراهي سایر اختلالات، ناامیدی، باقیماندن علائم خفیف بعد از فروكش كردن اختلال، شیوه‌ی شناختی منفی، مشکلات خانوادگی، سطح اجتماعی اقتصادی ضعیف و مواجهه به وقایع منفی تعارضات خانوادگی و سوء رفتار.
عوارض اختلال
اگر اختلال افسردگی اساسی درمان نشود، رشد هیجانی، شناختی و شکل‌گیری مهارت‌های اجتماعی کودک مختل مي‌شود و باعث بروز مشکلات در روابط خانوادگی خواهد شد.
خطر اقدام به خودکشی، گرایش به مصرف مواد و رفتارهای غیرقانونی در این افراد افزایش پیدا می‌کند. کودکان و نوجوانان مبتلا به افسردگی در خطر مواجهه با وقایع استرس‌زای بیشتر، بیماری‌های جسمی، اختلال عملکرد تحصیلی و اجتماعی هستند.
عوامل خطر
مطالعات نشان داده‌اند که اين اختلال، زمینه‌های ژنتيكي دارد و در اثر تعامل عوامل ژنتیکی و محیطی ایجاد می‌شود. بیشترين عاملی که خطر بروز افسردگی را افزایش می‌دهد، وجود موارد متعدد از اختلال خلقی و افسردگی در افراد خانواده است.
برخی استرسورها مثل تجربه‌ی مكرر فوت عزيزان، آزار و غفلت، ناکامی ها و تعارضات زياد در خانواده می‌توانند بروز اختلال را تسریع کنند. برخی عوامل دیگر مثل اختلالات روان‌پزشکی همراه، بیماریهای طبی غیر روان پزشکی (دیابت)، مصرف داروها و عوامل فرهنگی اجتماعی نیز ممکن است خطر شکل گیری نشانه های افسردگی را افزایش دهند.
درمان
درمان اختلال افسردگی اساسی با استفاده از روش‌های داروئی و غیر‌داروئی با نظر روان پزشک انجام می‌شود.
بطور کلی درمان داروئی اختلال افسردگی اساسی کودکان و نوجوانان با استفاده از داروهای ضد افسردگی از دسته داروهاي افزايش‌دهنده‌ي سروتونين در فضاي بين سلول‌هاي مغزي نظیر فلوکستین انجام می‌شود.
توجه به نکات زير در شناسائي و درمان اختلال افسردگی از سوي والدين حائز اهميت است.
· در صورت مواجهه با نشانه‌هاي اختلال افسردگي قابل توجه و طولاني‌مدت براي ارزيابي اختلال به روان‌پزشك مراجعه نمائيد.
· در صورت بروز افت تحصيلي ناگهاني در كودك يا تغييرات رفتاري قابل توجه به روان‌پزشك مراجعه كنيد.
· در صورت تشخيص اختلال افسردگي درمان را با نظر روان‌پزشك شروع كنيد.
· چنانچه درمان داروئي در نظر گرفته‌ شده‌است به‌خاطر داشته‌باشيد كه داروهاي ضد‌افسردگي باعث اعتياد داروئي و يا بروز عوارض خطرناك در كودك نمي‌شوند و در آينده نيز عوارض خطرناك براي كودك ندارند.
· در صورت مواجهه با عوارض دارو، پزشك خود را مطلع كنيد و بدون نظر پزشك درمان را متوقف نكنيد.
· درمان بايد به‌مدت کافی و با دوز مناسب انجام شود.
· بيمار بايد حداقل 6 هفته درمان با يک داروی ضد‌افسردگی را دريافت کند تا بتوان راجع‌به اثر بخشی دارو قضاوت نمود.
· لازم است پس از فروکش نمودن علائم، درمان به‌مدت کافی برای جلوگيری از بازگشت علائم ادامه‌يابد.
· چنانچه در طی درمان بيمار دچار عود علائم شد در مورد نحوه‌ي ادامه‌ي درمان با پزشك خود مشورت كنيد.
· در صورت بروز هرگونه علائم جديد در طي درمان پزشك خود را مطلع سازيد.
· در زمان تجويز داروهای ضد‌افسردگی در صورتی که بيمار قرار است داروهاي ديگري دريافت كند، براي جلوگيري از تداخلات داروئي، پزشك را از مصرف داروي ضد‌افسردگي مطلع سازيد.
· درمان های غیر داروئی در موارد خفیف یا متوسط اختلال، به تنهائی و یا همراه با درمان داروئی بکار گرفته می‌شوند. مهمترین درمان‌های غیرداروئی عبارتند از درمان شناختی‌رفتاری و روان‌درمانی بین‌فردی. براي انجام اين‌گونه درمان‌ها صرف هزينه و وقت بيشتري لازم است و بايد توسط افراد آموزش‌ديده در زمينه‌ي روان‌درماني كودكان انجام شود.
دکتر جواد محمودی قرائی
فوق تخصص روان پزشکی کودک و نوجوان

Freitag, 4. Juli 2014

شورله: فرانسه بازیکنان با تکنیکی دارد ولی ما هم کیفیت بالایی داریم

جمعه، ۱۳ تیر ۱۳۹۳
بازیکن تیم ملی فوتبال آلمان با تاکید بر اینکه بازیکنان حریف توانایی‌های تکنیکی بالایی دارند اعلام کرد ژرمن‌ها هم کیفیت بالایی دارند.
دیدار تیم‌های ملی آلمان و فرانسه در مرحله یک چهارم نهایی جام جهانی از ساعت ١٨ به وقت نورنبرگ در ورزشگاه ماراکانا آغاز می‌شود.
آندره شورله با اعلام اینکه از تکنیک‌های فردی بازیکنان فرانسه آگاه است بر قدرت ژرمن‌ها نیز تاکید کرد. این در حالی است که فرانسه نمایش خوبی در این جام داشته و تاکنون نیز ۱۰ بار دروازه حریفان را باز کرده است.
آندره شورله در این زمینه گفت: فرانسه از نظر تکنیکی چند بازیکن خوب در ترکیب دارد. بازیکنانی مانند کریم بنزما، پل پوگبا و متیو والبوئنا. آنها توانایی این را دارند که موقعیت‌های گل ایجاد کنند. از توانایی‌های آنها آگاه هستیم اما خودمان را هم میشناسیم.
شورله افزود: از کودکی رویایم این بوده که در یک جام جهانی که در برزیل برگزار می‌شود حضور داشته باشم. اکنون باید نشان دهیم کیفیت و توانایی تیم‌مان چقدر است. بدون شک هر بازیکنی دوست دارد در این دیدار به میدان برود.

Donnerstag, 3. Juli 2014

در مورد حكومت سلوكيان

متاسفانه سایت بلاگفا به مااجازه ی گذاشتن مطالب زیاد را نمی دهد ماهم مجبور شديم که سلوکیان را در دو پست معرفی کنيم.
سلوکیان
سلوکیان
سلوکیان یا اسالکه نام دولتی بود که در میان سال‌های ۳۱۲ تا ۶۴ پیش از میلاد بر آسیای غربی فرمان می‌راند. پس از مرگ اسکندر مقدونی سرزمین‌های او میان سردارانش تقسیم‌شدند. سلوکیان جانشینانسلوکوس یکم بودند که در ۳۰۶ به قدرت رسید. مصر باستان نیز به دودمان بطلمیوسی( یا بطالسه) و یونانو بخش‌های اروپایی امپراتوری اسکندر نیز به مقدونیان رسید.
پیدایش
پس از مرگ اسکندر (۳۲۳ (پیش از میلاد)) فتوحاتش میان سردارانش تقسیم شد و بیشتر متصرفات آسيایی او که ايران هستهٔ آن بود به سلوکوس اول رسيد. به اين ترتيب ايران تحت حکومت سلوکيان در آمد. پس از مدتی پارتها نفوذ خود را گسترش دادند و سرانجام توانستند عاملی برای نابودی سلوکیان شوند.
از دویست و چهل و هشت سال (۳۱۲-۶۴ (پیش از میلاد)) مدت سلطنت آنان، ایران بیش از شصت و پنج سال (۳۱۲-۲۴۷ (پیش از میلاد)) به تمامی در تحت فرمان آنان باقی ماند .
یازده سال بعد از مرگ اسكندر كه تمام آن مدت و حتی چند سالی بعد از آن هم جنگهای جانشینی او بین سردارانش در منازعات طولانی گذشت ، استان بابل به وسیله یك سردار مقدونی او به نام سلوكوس كه پدرش انتیوكوس(آنتیوخوس) هم از سرداران فیلیپوس (فیلیپ) پدر اسكندر محسوب میشد، افتاد (۳۱۲ق.م.). سلوکوس در زمان اسکندر پس از فتح شوش فرمانده سواره‌نظام سازمان‌یافته از بزرگان ایرانی شد و بی‌درنگ پس از رسیدن بدین جایگاه ایشان را به یگان‌های ۱۰هزار نفره بخش نمود. او سپس استان ایلام (خوزستان و بخشی از لرستان امروز) و سرزمین ماد (به استثنای آذربایجان) را هم بر قلمرو خویش افزود . بدین گونه، دولت پادشاهی مستقلی به وجود آورد كه به نام خود او دولت سلوكی (سلوكیان) خوانده شد و آغاز سلطنت او بعدها برای این دولت ، مبداء تاریخ گشت. (تاریخ سلوكی۳۳۰ -۱۵۰ ق.م.)
سلوکوس شهر سلوکیه را در نزدیکی بابل ساخت. پس از چیرگی بر شهرهای ایران به هندوستان رسید ولی در آنجا چندره گوپتا پادشاه هند جلو پیشروی او را گرفت. کار این دو به آشتی کشید و چندره گوپتا هم ۵۰۰ فیل بدو پیشکش کرد.
سلوکوس یکم سرزمین زیر فرمان خود را به ۷۲ بخش نمود و گرداندن هر بخش را به یک ساتراپ سپرد. هر ساتراپ در سرزمین خود به گونهٔ خودمختار فرمان می‌راند.
سلوکیان پس از سلوکوس یکم
فرمانروایی جانشینان سلوکوس برپایهٔ گونه‌ای ائتلاف سرداران و نظامیان مقدونی شکل‌گرفته‌بود. با گذشت زمان بخش باختری پادشاهی سلوکی به میدان نبرد و درگیری پیوسته بدل‌گشت زیرا که دولت آنتیگون یکمدر یونانی و دولت بطلمیوسی مصر به سوریه چشم طمع دوخته‌بودند. پس سلوکیان شهر انطاکیه در نزدیکی شام را بنیادنهادند و آن را پایتخت خویش گرداندند تا به کانون درگیری نزدیک باشند.
سلوکیان در نزدیک ۲٬۵ سده پادشاهی نتوانستند کشورشان را از تشنج بازدارند. آنان نزدیک به ۱۷۰ سال را بر سرزمین‌ها باختری و ۷۰ سال را بر بخش‌های خاوری ایران فرمان راندند. در آینده عامل‌هایی چون برپایی دودمان اشکانی در خاور و شمال خاوری ایران و فشارشان بر سلوکی‌ها، شکست از روم در سال ۱۹۰ در مگنزیا، برپایی دولت یونانی باختر به دست دیودوتوس و سرانجام چیرگی روم بر دولت کوچک آنها در ۶۴ (پیش از میلاد) در سوریه سلوکیان را به نابودی کشاند.
سلوکیان و اشکانیان
در میانهٔ سدهٔ سوم پیش از میلاد سلوکیان در استان‌های باختری سرزمینشان درگیر جنگ با مصر بودند. در همین زمان در مرزهای شمال خاوری امپراتوری سلوکی نیز آشفتگی فرمانروا بود. با این همهساتراپ‌های بخش‌های خاوری ناچار بودند نیروهای خود را برای یاری به دولت مرکزی در جنگ بابطلمیوسیان روانه کنند. از دیگر سو میان مقدونیان و یونانیان نیز رشک و همچشمی فرمانروا بود و این عامل گاه سبب شورش ساتراپان می‌شد. این درگیری‌های درونی کار را بر پارتیان نیمه بیابان‌گرد اسانتر می‌کرد. در این زمان اشک یکم به فرمانروایی پارتیان رسید و برای انجام اقداماتی بر ضد سلوکیان آماده‌شد. در ۲۴۵ (پیش از میلاد) سلوکیان گرفتار جنگ داخلی شدند و در این زمان ساتراپ پارت به نامآندروگوراس از فرصت استفاده‌کرد و بر دولت مرکزی شورید. اندکی پس از آن در حدود ۲۳۹ (پیش از میلاد) نیز دیودوت ساتراپ بلخ بر سلوکیان شورید. با زمانی نزدیک به این رویدادها سلوکوس دوم به سال۲۳۸ (پیش از میلاد) در آنقره از سلتیان شکست خورد. ارشک از این بخت پدیدآمده بهره برد و آندروگوراس را راند و بر پارت چیره‌شد.
 
تندیس آنتیوخوس سوم در موزهٔ لوور
ارشک از قبیله پارنی -یکی از سه قبیلهٔ داهه- بود که گویا پس از زمان اسکندر مقدونی و در پی درگیری‌هایی قبیله‌ای در جنوب روسیه به بخش خاوری دریای مازندران کوچیده بودند. ارشک در ۲۴۷ (پیش از میلاد) به پادشاهی رسید و پیروانش پس از او خود را به نام وی اشک خواندند و سال تاجگذاری وی را مبدا گاهشماری خود گذاردند. نخستین سال‌های فرمانروایی پارتیان به جنگ و چیرگی بر هیرکانیاگذشت. با مرگ ارشک برادرش تیرداد یکم با نام اشک دوم جانشین او شد. او پایتخت اشکانیان را در نزدیک ابیورد کنونی بنیادنهاد. پس از آن وی با دولت یونانی باختر پیمان اتحاد بست. در ۲۲۸ (پیش از میلاد) سلوکوس دوم برای سرکوب اشکانیان لشکرکشید. تیرداد به ناچار تا استپ‌های آپاسکا در آسیای میانه پس‌نشست. در همین زمان انطاکیه دچار شورش شد پس سلوکوس به ناچار اشکانیان را رهاکرد و به انطاکیه بازگشت.
در ۲۱۷ (پیش از میلاد) باز تیرداد بر هیرکانیا و کومس و کرانه‌های جنوب خاوری دریای مازندران دست‌یافت. سپس شهر سلوکی صددروازه را پایتخت خویش نهاد. در ۲۲۱ (پیش از میلاد) او مرد و پسرشاردوان یکم جای پدر را گرفت. تا نزدیک ۲۰۹ (پیش از میلاد) مرزهای اشکانیان تا همدان در ماد می‌رسید. در این زمان آنتیوخوس سوم که جانشین سلوکوس شده‌بود در جنگی پردامنه همدان را پس‌گرفت و با شکست اشکانیان بر شهر صددروازه نیز دست‌یافت. سپس تپورستان و هیرکانیا را هم با جنگی سخت گرفت و سرانجام با اردوان پیمان یگانگی بست. آنتیوخوس همچنین با فرمانروای باختر اوتیدم نیز پیمان اتحاد بست. آنگاه به سوی هندوکش پیش راند و از تنگه خیبر گذشت و تا پنجاب پیش‌روی کرد و آنگاه از راه سیستان و کرمان به سلوکیه بازگشت. اقدامات آنتیوخوس مرزهای اشکانی را محدود کرد ولی دولت کوچک ایشان همچنان پایدار ماند.
پس از چندی اشکانیان گرفتار جنگ با باختر شدند و بخش‌هایی دیگر از سرزمین خود را از دست دادند. اردوان در نزدیک به ۱۹۱ (پیش از میلاد) مرد و پسرش فری‌پاپت جای او را گرفت، او نیز پنجاه سال پادشاهی کرد و پس از او پسرش فرهاد یکم به پادشاهی رسید. در این زمان آنتیوخوس سوم به تازگی درماگنزی از رومیان شکست‌خورده و ناتوان شده‌بود. فرهاد بر آماردیان و دیگر سرزمین‌های گرداگرد البرزتاخت و بر هیرکانیا چیره شد. او مرزهای اشکانیان را تا دربند خزر رساند و برخی از شکست‌خوردگان را به خوار در نزدیک دروازهٔ خزر کوچاند. اندکی پس از این زمان ارمنستان و ماد آتروپاتن بر فرمانبری از سلوکیان سرباززدند. پس از آنتیوخوس نیز جانشینانش رو به خوشگذرانی گذاردند و سرزمینشان گرفتار شورش‌های بیشتری شد. در ایران نیز استان‌های بسیاری شوریدند و حکومتی مستقل پدیدآوردند و فرهاد نیز از این بخت بهره برد و بر گسترهٔ مرزهایش افزود. پس از فرهاد برادرش مهرداد یکم به جانشینیش رسید.
با مرگ آنتیوخوس چهارم در ۱۶۳ (پیش از میلاد) مهرداد در اندیشهٔ گسترش بیشتر سرزمین‌های اشکانی افتاد. در این زمان دمتریوس فرمانروای باختر پنجاب را گشوده و بر افغانستان کنونی و هندوستانفرمان‌می‌راند. اندکی پس از آن باختر به دست اوکراتید افتاد و گرفتار جنگ درونی گشت. مهرداد از این رویداد بهره‌برد و در حدود ۱۶۰ (پیش از میلاد) بر تپورستان و تراکسیان دست‌یازید. آنگاه با شتاب به سوی مغرب راند و بر ماد که زیر فرمان ساتراپ شوشی تیمارخوس بود چیره‌گشت. سپس باز به سوی خاور رفت و پس از دستیابی به آراخوزی تا مرزهای هندوستان پیشروی کرد. مرزهای پادشاهی مهرداد در غرب اکنون تا به میانرودان و بابل می‌رسید. در این زمان دیمتریوس دوم جوان به پادشاهی سلوکی رسیده‌بود و او نیز درگیر با تروفون بود. مهرداد از این گرفتاری بهره‌برداری کرد و تا ژوئیه ۱۴۱ (پیش از میلاد) تاسلوکیه پیشروی کرد و بر این شهر چیره‌شد. این پیشروی تند و تیز دیمتریوس و دربار سلوکی را سخت سراسیمه ساخت. برپای فرضیاتی تاریخی میان دیمتریوس و هلی‌اکل یکم فرمانروای دولت یونانی باخترتبانی پیش‌آمد، چرا که در گرماگرم پیشروی‌های مهرداد دولت باختر به مرزهای خاوری اشکانی دست‌درازی کرد و مهرداد به ناچار سلوکیان را رهاکرده‌ و به سوی خاور شتافت. در این زمان دیمتریوس به یاری عناصر یونانی در غرب ایران به بابل تاخت. ولی مهرداد اندکی پس از آن دولت باختر را سرکوب کرده و باز به جنگ با دیمتریوس پرداخت. دیمتریوس به بند مهرداد افتاد. وی را با احترام به هیرکانیا بردند و مهرداد دخترش روذگونگ را به همسری وی درآورد. سپس به استواری فرمانرواییش بر میانرودان پرداخت. ضرابخانه‌های دیمتریوس در سلوکیه برای وی سکه زدند. مهرداد تا ۱۴۰ یا ۱۳۹ (پیش از میلاد) بر پارس وعیلام نیز چیره شده‌بود.