Montag, 7. Juli 2014

در حاشيته جام جهانى برزيل ٢٠١٤

نگاهی به آمار تیم ملی ایران : قوچان نژاد خطاکار!

                                  دوشنبه، ۱۶ تیر ۱۳۹۳
رضا قوچان نژاد با انجام ۱۶ خطا در صدر جدول خطاکارها قرار گرفته ! نفر دوم خطاکارها هم از ایران است که البته حدس زدن نام این بازیکن خیلی کار سخنی نیست.
اگر از شما بپرسند که بیشترین تعداد خطا را در میان بازیکنان جام جهانی کدام بازیکن انجام داده حتما به گزینه هایی در پست دفاع و هافبک دفاعی اشاره میکنید اما جالب است بدانید که بیشترین خطا را مهاجمی از ایران قرار داده است!

رضا قوچان نژاد با انجام ۱۶ خطا و میانگین ۵.۳خطا در هر بازی در صدر جدول خطاکارها قرار گرفته ! نفر دوم خطاکارها هم از ایران است که البته حدس زدن نام این بازیکن خیلی کار سخنی نیست. آندرانیک تیموریان با انجام ۱۲ خطا و میانگین ۴ خطا در هر بازی رده دوم را از آن خود کرده است.
در رده های بعدی بازیکنان بداخلاقی دیده میشوند. فلینی، خشن ترین بازیکن جام در این لیست چهارم است و سوارز در رده بعدی قرار دارد. در رده بیستم هم نام ماریو بالوتلی دیده میشو. البته فلینی با ۱۹ خطا،تعداد خطاهای بیشتری از بازیکنان ایرانی انجام داده اما میانگین خطای او از قوچان نژاد و تیموریان کمتر است

اختلال افسردگى در كودكان و نو جوانان

اختلال افسردگي در كودكان و نوجوانان

تعاریف
اختلال افسردگي اساسي از دسته‌ی اختلالات خلقی است. خلق عبارت‌است‌از وضعيت احساسي‌كه اكثر اوقات افراد تجربه و گزارش مي‌كنند. وقتي از افراد مي‌پرسيم روحيه‌ات بيشتر اوقات چطور است؟ پاسخ مي‌دهد كه "معموليم"، يا اينكه "شادم". ممكن است برخي افراد احساس غمگيني داشته باشند و اين احساس‌شان را با كلماتي مثل "حالم گرفته‌است"، "بي‌حوصله‌ام"، "غمگينم" و يا كلمات ديگر بيان‌كنند. هريك از اين كلمات اشاره به وضعيت احساسي دروني افراد دارند، وضعيت‌هايي مثل خوشحالي، غمگيني، خشم و ... . بطور طبيعي افراد بايد يك وضعيت هيجاني متعادل را تجربه ‌كنند كه در موقعيت‌هاي مختلف به‌تناسب شرايط اين احساس دروني تغيير مي‌كند مثلا در موقعيت شادي‌آور تا حدي شاد و در موقعيت‌هاي ناراحت كننده ممكن است غمگين شوند. حفظ ثبات اين وضعيت هيجاني از وظايف مفز است. هرگاه عملكرد قسمت‌هايي از مغز كه وظيفه‌ي با‌ ثبات نگه‌داشتن احساسات دروني را برعهده دارند دچار اختلال شود، اختلال خلقي بوجود مي‌آيد. اختلالات خلقی را به دو دسته‌ی اصلی اختلالات افسردگی و اختلالات دو قطبی تقسیم می‌کنند. در اختلال افسردگي بجاي آنكه فرد خلق معمولي داشته‌باشد (نه خيلي شاد و نه غمگين) در غالب اوقات احساس غمگيني و يا احساس بي‌لذتي (از فعاليت‌هاي لذت‌بخش كمتر از قبل لذت مي‌برد) دارد. در اختلال دو قطبي احساسات فرد بين دو قطب غمگيني و شادي (يا عصبانيت شديد و تحريك‌پذيري) در نوسان است بطوري‌كه برخي روزها به‌شدت غمگين است و برخي روزها شادي افراطي يا تحريك پذيري زياد دارد. در اين نوشتار ما به معرفي اختلال افسردگي مي‌پردازيم و اختلال دوقطبي در بخش‌هاي ديگر اين سايت معرفي شده‌است. انواعي از اختلالات افسردگي وجود دارند و مهمترین اختلال در دسته‌ی اختلالات افسردگی، اختلال افسردگی اساسی است.
اختلال افسردگی اساسی
اختلال افسردگي اساسي اختلالي است كه در آن بايد حداقل يكي از نشانه‌هاي احساس غمگيني يا احساس بي‌علاقگي بمدت حداقل يك هفته همراه با 4 نشانه از نشانه‌هاي ديگري نظير كاهش انرژي و خستگي، بي‌حوصلگي، كاهش يا افزايش اشتها، كاهش يا افزايش خواب، كاهش تمركز، احساس بي‌ارزشي يا احساس‌گناه، اشتغال ذهني با مردن يا افكار خودكشي وجود داشته باشد و اين نشانه‌ها عملكرد فرد را مختل كرده باشد.
تظاهرات باليني در كودكان و نوجوانان
در كودكان نشانه‌هاي افسردگي تا حدي با بزرگترها متفاوت است. مثلا غمگيني را به شكلي كه در بزرگترها مي بينيم در كودكان ممكن است نبينيم.
در كودكان كم سن و سال بدخلقي، بهانه گيري‌هاي بي‌دليل و طولاني، گريه‌هاي طولاني و بدون دليل همراه با عصبانيت و تحريك پذيري بنحوي كه آرام كردن كودك دشوار است، ديده مي‌شود. والدين احساس مي كنند فرزندشان به اندازه‌ي گذشته شاد و سرحال نيست، در غالب اوقات بي‌حوصله و عصبي است، زود پرخاش مي‌كند و تحملش براي ناكامي كاهش يافته است. كاهش انرژي، زود خسته‌شدن، شكايت‌هاي جسمي (سردرد، دل درد، تهوع و ساير شكايت‌هاي جسمي مكرر و بدون علت مشخص)، كاهش علاقه به بازي و تفريح و لذت نبردن از اين فعاليت‌هاي لذت‌بخش از ديگر علائمي است كه ممكن است ديده شود.
علائم ديگري كه ممكن است ديده‌شوند عبارتنداز: بي‌اشتهايي كاهش وزن و يا ناتواني كودك در رسيدن به وزن مورد انتظار، بي‌خوابي يا پرخوابي روزانه، كندي حركتي، كاهش تمركز، احساس بي‌ارزشي يا گناه و افكار تكرار‌شونده مرگ مثل اين‌كه "كاش دنيا نيامده‌بودم" و يا اينكه "كاش مرده‌باشم". البته چگونگي بروز اين نشانه‌ها در سنين مختلف متفاوت‌است. در سنين پائين‌تر عصبانيت و تحريك‌پذيري، بدخلقي و قشقرق شايع‌تر است و در سنين بالاتر حالت غمگيني، گوشه‌گيري و انزوا، بي حوصلگي، كاهش انرژي، احساس خستگي و افكار مردن بيشتر ديده مي‌شود. به‌عبارت‌ديگر با افزايش سن شباهت علائم افسردگي به افسردگي بزرگسالان بيشتر مي‌شود. گاهي همراه با اين نشانه‌ها، نشانه‌هاي اضطرابي نيز در كودكان ديده‌مي‌شود. نشانه‌هايي مثل بروز نگراني افراطي راجع‌به سلامت خود يا اطرافيان، اضطراب در زمان جدا شدن از والدين يا وابستگي زياد به والدين، ترس از تاريكي و تنهايي و ترس‌هاي ديگر. در نوجوانان منفی کاری يا رفتارهای ضد اجتماعي، مصرف الكل و داروهاي غيرقانوني ممكن است مشاهده شود. احساس تمايل به ترك منزل، احساس درك نشدن و مقبول نبودن، بي‌قراري، بدقلقي و پرخاشگري در آن ها شايع است. بدخلقی، تعلل براي شركت در فعاليت هاي خانوادگي و كناره‌گيري از فعاليت‌هاي اجتماعي و پناه بردن به اتاق خود، مکرر دیده مي‌شود. بروز مشکلات تحصیلی، بي‌توجهي به ظاهر خود، هيجان زدگي همراه با حساسيت شديد به طرد شدن از دیگر نشانه هایی است که گزارش می شود.
بايد به‌خاطر داشت كه فقط داشتن يك يا دو نشانه از نشانه‌هاي افسردگي دليل وجود اين بيماري نيست. گاهي افراد به‌صورت گذرا اين علائم را دارند و يا برخي حوادث يا استرس‌ها موقتا اين علائم را ايجاد مي‌كنند. براي تشخيص اختلال افسردگي اساسي، بايد نشانه‌هاي اختلال حداقل يك هفته بصورت پايدار وجود داشته‌باشند، و باعث بروز مشكل در روابط بين فردي كودك با اطرافيان (كاهش ارتباط با همسالان، درگيري با همسالان يا والدين و ...)، و يا موجب افت تحصيلي، افت عملكرد فردي (رسيدگي كمتر به خود) و اجتماعي (انزوا و گوشه‌گيري) شده باشند.
بدنبال فوت عزيزان يك غمگيني طبيعي ايجاد مي‌شود و كه اختلال افسردگي محسوب نمي‌شود و به‌همين‌دليل معمولا تشخيص اختلال افسردگي اساسي در طي دو ماه اول مطرح نمي‌گردد. مگر در موارد خاصي كه اختلال عملكرد فردي، شغلي يا اجتماعي شديد، اشتغال ذهني بيمار گونه با بي‌ارزشي، افكار خودكشي، يا علائم برخي اختلالات شديد روان‌پزشكي مثل سايكوز در بازماندگان متوفي ايجاد شده‌باشد. نشانه‌هاي افسردگي به‌دلايل ديگري مثلا به دنبال بيماري‌هاي جسمي و يا مصرف مواد مخدر (در نوجوانان مصرف‌كننده اين مواد) نيز مي‌توانند بروز نمايند. همانگونه كه متوجه شديد، بروز نشانه‌هاي افسردگي هميشه نشان دهنده‌ي اختلال افسردگي نيست و گاهي مي‌تواند يك وضعيت طبيعي و يا ناشي از عوامل ديگري باشد. بنابراين تشخيص اين اختلال صرفا بايد توسط روان‌پزشك مطرح و تأييد شود.
شيوع
شیوع اختلال افسردگی در کودکان 2% و در نوجوانان حدود 4 تا 8% است. در كودكي ميزان شيوع آن در دخترها و پسرها مساوي است. در نوجواني در دخترها دو برابر بيشتر از پسرها ديده مي شود. به عبارت ديگر در نوجواني تعداد دخترهاي افسرده دو برابر پسرها است.
بعد از بلوغ خطر بروز افسردگی در هردو جنس بخصوص در دخترها (2 تا 4 برابر) افزایش می‌یابد و در نمونه های بررسی شده از جامعه بروز آن تا سن 18 سالگی به 20% می رسد.
تقریبا 5 تا 10% کودکان و نوجوانان نشانه های خفيف اختلال افسردگی را دارند. در این کودکان مشکلات قابل توجه روانی اجتماعی، تعداد زياد موارد افسردگی در افراد خانواده، افزایش خطر خودکشی و خطر بروز اختلال افسردگی اساسی بطور كامل دیده می شود.
اختلالات همراه
اختلال افسردگی اساسی مي‌تواند با اختلالات دیگری همراه باشد. بر حسب شرایط بین 40 تا 90 درصد کودکان و نوجوانان مبتلا به افسردگی به اختلالات دیگری نیز مبتلا هستند و 50% آن ها بیش از دو اختلال همراه دارند. شایع ترین اختلالات همراه عبارتند از: اختلالات اضطرابی، اختلالات رفتاري، اختلال بیش فعالی و نقص تمرکز. در نوجوانان اختلال سوء مصرف مواد نيز همراه با افسردگي ديده‌مي شود.
اختلال افسردگی اساسي معمولا به‌دنبال سایر اختلالات روان‌پزشکی مثل اختلالات اضطرابی دیده‌می‌شود ولی افسردگی به‌خودي‌خود نيز ممکن است زمینه‌ساز بروز اختلالات ديگري نظیر اختلال سلوک و اختلال سوء مصرف مواد باشد.
سیر بالینی
متوسط دوره‌ی افسردگی اساسی در کودکان و نوجوانان ارجاع شده به کلینیک‌ها 8 ماه می‌باشد. هرچند در اکثریت این بچه‌ها، اولین دوره‌ی افسردگی بهبود می‌یابد ولی احتمال عود در یک یا دو سال اول 20 تا 60%، و بعد از 5 سال به 70% می رسد.
اختلال افسردگی در بچه‌ها بسیار ناهمگون است و سیر متفاوتی را نشان مي‌دهد. عواملی که باعث ضعیف‌تر شدن پیامد اختلال می‌شوند عبارتنداز: شدت بالاتر، طولاني‌تر شدن دوره‌ي اختلال، دوره‌های مکرر عود، همراهي سایر اختلالات، ناامیدی، باقیماندن علائم خفیف بعد از فروكش كردن اختلال، شیوه‌ی شناختی منفی، مشکلات خانوادگی، سطح اجتماعی اقتصادی ضعیف و مواجهه به وقایع منفی تعارضات خانوادگی و سوء رفتار.
عوارض اختلال
اگر اختلال افسردگی اساسی درمان نشود، رشد هیجانی، شناختی و شکل‌گیری مهارت‌های اجتماعی کودک مختل مي‌شود و باعث بروز مشکلات در روابط خانوادگی خواهد شد.
خطر اقدام به خودکشی، گرایش به مصرف مواد و رفتارهای غیرقانونی در این افراد افزایش پیدا می‌کند. کودکان و نوجوانان مبتلا به افسردگی در خطر مواجهه با وقایع استرس‌زای بیشتر، بیماری‌های جسمی، اختلال عملکرد تحصیلی و اجتماعی هستند.
عوامل خطر
مطالعات نشان داده‌اند که اين اختلال، زمینه‌های ژنتيكي دارد و در اثر تعامل عوامل ژنتیکی و محیطی ایجاد می‌شود. بیشترين عاملی که خطر بروز افسردگی را افزایش می‌دهد، وجود موارد متعدد از اختلال خلقی و افسردگی در افراد خانواده است.
برخی استرسورها مثل تجربه‌ی مكرر فوت عزيزان، آزار و غفلت، ناکامی ها و تعارضات زياد در خانواده می‌توانند بروز اختلال را تسریع کنند. برخی عوامل دیگر مثل اختلالات روان‌پزشکی همراه، بیماریهای طبی غیر روان پزشکی (دیابت)، مصرف داروها و عوامل فرهنگی اجتماعی نیز ممکن است خطر شکل گیری نشانه های افسردگی را افزایش دهند.
درمان
درمان اختلال افسردگی اساسی با استفاده از روش‌های داروئی و غیر‌داروئی با نظر روان پزشک انجام می‌شود.
بطور کلی درمان داروئی اختلال افسردگی اساسی کودکان و نوجوانان با استفاده از داروهای ضد افسردگی از دسته داروهاي افزايش‌دهنده‌ي سروتونين در فضاي بين سلول‌هاي مغزي نظیر فلوکستین انجام می‌شود.
توجه به نکات زير در شناسائي و درمان اختلال افسردگی از سوي والدين حائز اهميت است.
· در صورت مواجهه با نشانه‌هاي اختلال افسردگي قابل توجه و طولاني‌مدت براي ارزيابي اختلال به روان‌پزشك مراجعه نمائيد.
· در صورت بروز افت تحصيلي ناگهاني در كودك يا تغييرات رفتاري قابل توجه به روان‌پزشك مراجعه كنيد.
· در صورت تشخيص اختلال افسردگي درمان را با نظر روان‌پزشك شروع كنيد.
· چنانچه درمان داروئي در نظر گرفته‌ شده‌است به‌خاطر داشته‌باشيد كه داروهاي ضد‌افسردگي باعث اعتياد داروئي و يا بروز عوارض خطرناك در كودك نمي‌شوند و در آينده نيز عوارض خطرناك براي كودك ندارند.
· در صورت مواجهه با عوارض دارو، پزشك خود را مطلع كنيد و بدون نظر پزشك درمان را متوقف نكنيد.
· درمان بايد به‌مدت کافی و با دوز مناسب انجام شود.
· بيمار بايد حداقل 6 هفته درمان با يک داروی ضد‌افسردگی را دريافت کند تا بتوان راجع‌به اثر بخشی دارو قضاوت نمود.
· لازم است پس از فروکش نمودن علائم، درمان به‌مدت کافی برای جلوگيری از بازگشت علائم ادامه‌يابد.
· چنانچه در طی درمان بيمار دچار عود علائم شد در مورد نحوه‌ي ادامه‌ي درمان با پزشك خود مشورت كنيد.
· در صورت بروز هرگونه علائم جديد در طي درمان پزشك خود را مطلع سازيد.
· در زمان تجويز داروهای ضد‌افسردگی در صورتی که بيمار قرار است داروهاي ديگري دريافت كند، براي جلوگيري از تداخلات داروئي، پزشك را از مصرف داروي ضد‌افسردگي مطلع سازيد.
· درمان های غیر داروئی در موارد خفیف یا متوسط اختلال، به تنهائی و یا همراه با درمان داروئی بکار گرفته می‌شوند. مهمترین درمان‌های غیرداروئی عبارتند از درمان شناختی‌رفتاری و روان‌درمانی بین‌فردی. براي انجام اين‌گونه درمان‌ها صرف هزينه و وقت بيشتري لازم است و بايد توسط افراد آموزش‌ديده در زمينه‌ي روان‌درماني كودكان انجام شود.
دکتر جواد محمودی قرائی
فوق تخصص روان پزشکی کودک و نوجوان

Freitag, 4. Juli 2014

شورله: فرانسه بازیکنان با تکنیکی دارد ولی ما هم کیفیت بالایی داریم

جمعه، ۱۳ تیر ۱۳۹۳
بازیکن تیم ملی فوتبال آلمان با تاکید بر اینکه بازیکنان حریف توانایی‌های تکنیکی بالایی دارند اعلام کرد ژرمن‌ها هم کیفیت بالایی دارند.
دیدار تیم‌های ملی آلمان و فرانسه در مرحله یک چهارم نهایی جام جهانی از ساعت ١٨ به وقت نورنبرگ در ورزشگاه ماراکانا آغاز می‌شود.
آندره شورله با اعلام اینکه از تکنیک‌های فردی بازیکنان فرانسه آگاه است بر قدرت ژرمن‌ها نیز تاکید کرد. این در حالی است که فرانسه نمایش خوبی در این جام داشته و تاکنون نیز ۱۰ بار دروازه حریفان را باز کرده است.
آندره شورله در این زمینه گفت: فرانسه از نظر تکنیکی چند بازیکن خوب در ترکیب دارد. بازیکنانی مانند کریم بنزما، پل پوگبا و متیو والبوئنا. آنها توانایی این را دارند که موقعیت‌های گل ایجاد کنند. از توانایی‌های آنها آگاه هستیم اما خودمان را هم میشناسیم.
شورله افزود: از کودکی رویایم این بوده که در یک جام جهانی که در برزیل برگزار می‌شود حضور داشته باشم. اکنون باید نشان دهیم کیفیت و توانایی تیم‌مان چقدر است. بدون شک هر بازیکنی دوست دارد در این دیدار به میدان برود.

Donnerstag, 3. Juli 2014

در مورد حكومت سلوكيان

متاسفانه سایت بلاگفا به مااجازه ی گذاشتن مطالب زیاد را نمی دهد ماهم مجبور شديم که سلوکیان را در دو پست معرفی کنيم.
سلوکیان
سلوکیان
سلوکیان یا اسالکه نام دولتی بود که در میان سال‌های ۳۱۲ تا ۶۴ پیش از میلاد بر آسیای غربی فرمان می‌راند. پس از مرگ اسکندر مقدونی سرزمین‌های او میان سردارانش تقسیم‌شدند. سلوکیان جانشینانسلوکوس یکم بودند که در ۳۰۶ به قدرت رسید. مصر باستان نیز به دودمان بطلمیوسی( یا بطالسه) و یونانو بخش‌های اروپایی امپراتوری اسکندر نیز به مقدونیان رسید.
پیدایش
پس از مرگ اسکندر (۳۲۳ (پیش از میلاد)) فتوحاتش میان سردارانش تقسیم شد و بیشتر متصرفات آسيایی او که ايران هستهٔ آن بود به سلوکوس اول رسيد. به اين ترتيب ايران تحت حکومت سلوکيان در آمد. پس از مدتی پارتها نفوذ خود را گسترش دادند و سرانجام توانستند عاملی برای نابودی سلوکیان شوند.
از دویست و چهل و هشت سال (۳۱۲-۶۴ (پیش از میلاد)) مدت سلطنت آنان، ایران بیش از شصت و پنج سال (۳۱۲-۲۴۷ (پیش از میلاد)) به تمامی در تحت فرمان آنان باقی ماند .
یازده سال بعد از مرگ اسكندر كه تمام آن مدت و حتی چند سالی بعد از آن هم جنگهای جانشینی او بین سردارانش در منازعات طولانی گذشت ، استان بابل به وسیله یك سردار مقدونی او به نام سلوكوس كه پدرش انتیوكوس(آنتیوخوس) هم از سرداران فیلیپوس (فیلیپ) پدر اسكندر محسوب میشد، افتاد (۳۱۲ق.م.). سلوکوس در زمان اسکندر پس از فتح شوش فرمانده سواره‌نظام سازمان‌یافته از بزرگان ایرانی شد و بی‌درنگ پس از رسیدن بدین جایگاه ایشان را به یگان‌های ۱۰هزار نفره بخش نمود. او سپس استان ایلام (خوزستان و بخشی از لرستان امروز) و سرزمین ماد (به استثنای آذربایجان) را هم بر قلمرو خویش افزود . بدین گونه، دولت پادشاهی مستقلی به وجود آورد كه به نام خود او دولت سلوكی (سلوكیان) خوانده شد و آغاز سلطنت او بعدها برای این دولت ، مبداء تاریخ گشت. (تاریخ سلوكی۳۳۰ -۱۵۰ ق.م.)
سلوکوس شهر سلوکیه را در نزدیکی بابل ساخت. پس از چیرگی بر شهرهای ایران به هندوستان رسید ولی در آنجا چندره گوپتا پادشاه هند جلو پیشروی او را گرفت. کار این دو به آشتی کشید و چندره گوپتا هم ۵۰۰ فیل بدو پیشکش کرد.
سلوکوس یکم سرزمین زیر فرمان خود را به ۷۲ بخش نمود و گرداندن هر بخش را به یک ساتراپ سپرد. هر ساتراپ در سرزمین خود به گونهٔ خودمختار فرمان می‌راند.
سلوکیان پس از سلوکوس یکم
فرمانروایی جانشینان سلوکوس برپایهٔ گونه‌ای ائتلاف سرداران و نظامیان مقدونی شکل‌گرفته‌بود. با گذشت زمان بخش باختری پادشاهی سلوکی به میدان نبرد و درگیری پیوسته بدل‌گشت زیرا که دولت آنتیگون یکمدر یونانی و دولت بطلمیوسی مصر به سوریه چشم طمع دوخته‌بودند. پس سلوکیان شهر انطاکیه در نزدیکی شام را بنیادنهادند و آن را پایتخت خویش گرداندند تا به کانون درگیری نزدیک باشند.
سلوکیان در نزدیک ۲٬۵ سده پادشاهی نتوانستند کشورشان را از تشنج بازدارند. آنان نزدیک به ۱۷۰ سال را بر سرزمین‌ها باختری و ۷۰ سال را بر بخش‌های خاوری ایران فرمان راندند. در آینده عامل‌هایی چون برپایی دودمان اشکانی در خاور و شمال خاوری ایران و فشارشان بر سلوکی‌ها، شکست از روم در سال ۱۹۰ در مگنزیا، برپایی دولت یونانی باختر به دست دیودوتوس و سرانجام چیرگی روم بر دولت کوچک آنها در ۶۴ (پیش از میلاد) در سوریه سلوکیان را به نابودی کشاند.
سلوکیان و اشکانیان
در میانهٔ سدهٔ سوم پیش از میلاد سلوکیان در استان‌های باختری سرزمینشان درگیر جنگ با مصر بودند. در همین زمان در مرزهای شمال خاوری امپراتوری سلوکی نیز آشفتگی فرمانروا بود. با این همهساتراپ‌های بخش‌های خاوری ناچار بودند نیروهای خود را برای یاری به دولت مرکزی در جنگ بابطلمیوسیان روانه کنند. از دیگر سو میان مقدونیان و یونانیان نیز رشک و همچشمی فرمانروا بود و این عامل گاه سبب شورش ساتراپان می‌شد. این درگیری‌های درونی کار را بر پارتیان نیمه بیابان‌گرد اسانتر می‌کرد. در این زمان اشک یکم به فرمانروایی پارتیان رسید و برای انجام اقداماتی بر ضد سلوکیان آماده‌شد. در ۲۴۵ (پیش از میلاد) سلوکیان گرفتار جنگ داخلی شدند و در این زمان ساتراپ پارت به نامآندروگوراس از فرصت استفاده‌کرد و بر دولت مرکزی شورید. اندکی پس از آن در حدود ۲۳۹ (پیش از میلاد) نیز دیودوت ساتراپ بلخ بر سلوکیان شورید. با زمانی نزدیک به این رویدادها سلوکوس دوم به سال۲۳۸ (پیش از میلاد) در آنقره از سلتیان شکست خورد. ارشک از این بخت پدیدآمده بهره برد و آندروگوراس را راند و بر پارت چیره‌شد.
 
تندیس آنتیوخوس سوم در موزهٔ لوور
ارشک از قبیله پارنی -یکی از سه قبیلهٔ داهه- بود که گویا پس از زمان اسکندر مقدونی و در پی درگیری‌هایی قبیله‌ای در جنوب روسیه به بخش خاوری دریای مازندران کوچیده بودند. ارشک در ۲۴۷ (پیش از میلاد) به پادشاهی رسید و پیروانش پس از او خود را به نام وی اشک خواندند و سال تاجگذاری وی را مبدا گاهشماری خود گذاردند. نخستین سال‌های فرمانروایی پارتیان به جنگ و چیرگی بر هیرکانیاگذشت. با مرگ ارشک برادرش تیرداد یکم با نام اشک دوم جانشین او شد. او پایتخت اشکانیان را در نزدیک ابیورد کنونی بنیادنهاد. پس از آن وی با دولت یونانی باختر پیمان اتحاد بست. در ۲۲۸ (پیش از میلاد) سلوکوس دوم برای سرکوب اشکانیان لشکرکشید. تیرداد به ناچار تا استپ‌های آپاسکا در آسیای میانه پس‌نشست. در همین زمان انطاکیه دچار شورش شد پس سلوکوس به ناچار اشکانیان را رهاکرد و به انطاکیه بازگشت.
در ۲۱۷ (پیش از میلاد) باز تیرداد بر هیرکانیا و کومس و کرانه‌های جنوب خاوری دریای مازندران دست‌یافت. سپس شهر سلوکی صددروازه را پایتخت خویش نهاد. در ۲۲۱ (پیش از میلاد) او مرد و پسرشاردوان یکم جای پدر را گرفت. تا نزدیک ۲۰۹ (پیش از میلاد) مرزهای اشکانیان تا همدان در ماد می‌رسید. در این زمان آنتیوخوس سوم که جانشین سلوکوس شده‌بود در جنگی پردامنه همدان را پس‌گرفت و با شکست اشکانیان بر شهر صددروازه نیز دست‌یافت. سپس تپورستان و هیرکانیا را هم با جنگی سخت گرفت و سرانجام با اردوان پیمان یگانگی بست. آنتیوخوس همچنین با فرمانروای باختر اوتیدم نیز پیمان اتحاد بست. آنگاه به سوی هندوکش پیش راند و از تنگه خیبر گذشت و تا پنجاب پیش‌روی کرد و آنگاه از راه سیستان و کرمان به سلوکیه بازگشت. اقدامات آنتیوخوس مرزهای اشکانی را محدود کرد ولی دولت کوچک ایشان همچنان پایدار ماند.
پس از چندی اشکانیان گرفتار جنگ با باختر شدند و بخش‌هایی دیگر از سرزمین خود را از دست دادند. اردوان در نزدیک به ۱۹۱ (پیش از میلاد) مرد و پسرش فری‌پاپت جای او را گرفت، او نیز پنجاه سال پادشاهی کرد و پس از او پسرش فرهاد یکم به پادشاهی رسید. در این زمان آنتیوخوس سوم به تازگی درماگنزی از رومیان شکست‌خورده و ناتوان شده‌بود. فرهاد بر آماردیان و دیگر سرزمین‌های گرداگرد البرزتاخت و بر هیرکانیا چیره شد. او مرزهای اشکانیان را تا دربند خزر رساند و برخی از شکست‌خوردگان را به خوار در نزدیک دروازهٔ خزر کوچاند. اندکی پس از این زمان ارمنستان و ماد آتروپاتن بر فرمانبری از سلوکیان سرباززدند. پس از آنتیوخوس نیز جانشینانش رو به خوشگذرانی گذاردند و سرزمینشان گرفتار شورش‌های بیشتری شد. در ایران نیز استان‌های بسیاری شوریدند و حکومتی مستقل پدیدآوردند و فرهاد نیز از این بخت بهره برد و بر گسترهٔ مرزهایش افزود. پس از فرهاد برادرش مهرداد یکم به جانشینیش رسید.
با مرگ آنتیوخوس چهارم در ۱۶۳ (پیش از میلاد) مهرداد در اندیشهٔ گسترش بیشتر سرزمین‌های اشکانی افتاد. در این زمان دمتریوس فرمانروای باختر پنجاب را گشوده و بر افغانستان کنونی و هندوستانفرمان‌می‌راند. اندکی پس از آن باختر به دست اوکراتید افتاد و گرفتار جنگ درونی گشت. مهرداد از این رویداد بهره‌برد و در حدود ۱۶۰ (پیش از میلاد) بر تپورستان و تراکسیان دست‌یازید. آنگاه با شتاب به سوی مغرب راند و بر ماد که زیر فرمان ساتراپ شوشی تیمارخوس بود چیره‌گشت. سپس باز به سوی خاور رفت و پس از دستیابی به آراخوزی تا مرزهای هندوستان پیشروی کرد. مرزهای پادشاهی مهرداد در غرب اکنون تا به میانرودان و بابل می‌رسید. در این زمان دیمتریوس دوم جوان به پادشاهی سلوکی رسیده‌بود و او نیز درگیر با تروفون بود. مهرداد از این گرفتاری بهره‌برداری کرد و تا ژوئیه ۱۴۱ (پیش از میلاد) تاسلوکیه پیشروی کرد و بر این شهر چیره‌شد. این پیشروی تند و تیز دیمتریوس و دربار سلوکی را سخت سراسیمه ساخت. برپای فرضیاتی تاریخی میان دیمتریوس و هلی‌اکل یکم فرمانروای دولت یونانی باخترتبانی پیش‌آمد، چرا که در گرماگرم پیشروی‌های مهرداد دولت باختر به مرزهای خاوری اشکانی دست‌درازی کرد و مهرداد به ناچار سلوکیان را رهاکرده‌ و به سوی خاور شتافت. در این زمان دیمتریوس به یاری عناصر یونانی در غرب ایران به بابل تاخت. ولی مهرداد اندکی پس از آن دولت باختر را سرکوب کرده و باز به جنگ با دیمتریوس پرداخت. دیمتریوس به بند مهرداد افتاد. وی را با احترام به هیرکانیا بردند و مهرداد دخترش روذگونگ را به همسری وی درآورد. سپس به استواری فرمانرواییش بر میانرودان پرداخت. ضرابخانه‌های دیمتریوس در سلوکیه برای وی سکه زدند. مهرداد تا ۱۴۰ یا ۱۳۹ (پیش از میلاد) بر پارس وعیلام نیز چیره شده‌بود.

تاريخ حكومتها و دولتهاى دوران باستان

تاریخ حکومت‌ها و دولت‌های ایران

دوران باستان
نیا – ایلامی ۳۲۰۰ ـ ۲۷۰۰ ق.م
ایلام ۲۷۰۰ ـ ۵۳۹ ق.م
منائیان ۸۵۰ ـ ۶۱۶ ق.م

شاهنشاهی
ماد ۶۷۸ ـ ۵۵۰ ق.م (سکاها ۶۵۲ ـ ۶۲۵ ق.م)
هخامنشیان ۵۵۰ ـ ۳۳۰ ق.م
سلوکیان ۳۱۲ ـ ۶۳ ق.م
اشکانیان ۲۴۷ ق.م ـ ۲۲۴ م
ساسانیان ۲۲۴ ـ ۶۵۱ م

سده‌های میانه
امویان ۶۶۱ ـ ۷۵۰ م
عباسیان ۷۵۰ ـ ۱۲۵۸ م
(صفاریان ۸۶۷ ـ ۱۰۰۲ / سامانیان ۸۷۵ ـ ۹۹۹ / زیاریان ۹۲۸ ـ ۱۰۴۳ / آل بویه ۹۳۴ ـ ۱۰۵۵)
غزنویان ۹۶۳ ـ ۱۱۸۶
سلجوقیان ۱۰۳۷ ـ ۱۱۹۴
خوارزمشاهیان ۱۰۷۷ ـ ۱۲۳۱
ایلخانان ۱۲۵۶ ـ ۱۳۳۵
چوپانیان ۱۳۳۵ ـ ۱۳۵۷
مظفریان ۱۳۳۵ ـ ۱۳۹۳
جلایریان ۱۳۳۶ ـ ۱۴۳۲
سربداران ۱۳۳۷ ـ ۱۳۷۶
تیموریان ۱۳۷۰ ـ ۱۴۰۵
قراقویونلو ۱۴۰۶ ـ ۱۴۶۸
تیموریان ۱۴۰۵ ـ ۱۵۰۷
آق‌قویونلو ۱۴۶۸ ـ ۱۵۰۸

معاصر اولیه
صفویان ۱۵۰۱ ـ ۱۷۳۶
افشاریان ۱۷۳۶ ـ ۱۷۴۷
زندیان ۱۷۶۰ ـ ۱۷۹۴
افشاریان ۱۷۴۷ ـ ۱۷۹۶
قاجاریان ۱۷۹۶ ـ ۱۹۲۵

معاصر
دودمان پهلوی ۱۹۲۵ ـ ۱۹۷۹
دولت موقت ایران ۱۹۷۹ ـ ۱۹۸۰
جمهوری اسلامی ۱۹۸۰ ـ امروز


مطالب آموزشى ويژه والدين

سلامت روانى و فرزندپرورى

بلوغ و نو جوانى:
بخشي از تكامل دستگاه توليد مثل در دوران جنيني و اوايل شيرخوارگي اتفاق مي افتد. در دوران كودكي اين فرايند تا حد زيادي كند و فعاليت‌هاي جنسي مهار مي شود. انتقال از اين وضعيت مهار شده كودكي به فعاليت جنسي دوران بزرگسالي در طي دوران بلوغ و حدود 4 تا 5 سال طول مي‌كشد.  فرايند بلوغ با شروع ترشح هورمون‌هاي جنسي مدت‌ها قبل از ايجاد تغييرات جسمي و ظاهري بلوغ  آغاز مي‌شود. بنابراين مدت‌ها قبل از آنكه والدين متوجه تغييرات ظاهري شوند ممكن است فرايند بلوغ شروع شده باشد. هرچند برخي عوامل را در ترشح اوليه‌ي هورمون‌هاي جنسي و فعال شدن فرايند بلوغ مؤثر مي‌دانند ولي همه‌ي عوامل مؤثر دقيقا شناخته نشده‌اند و محققين همچنان در تلاش هستند كه اين عوامل را پيدا كنند.
شروع بلوغ در دخترها يك تا دوسال زودتر است. اولين نشانه هاي بلوغ در پسرها بزرگ‌تر شدن اندام‌هاي تناسلي است كه بدنبال آن رشد موهاي ناحيه‌ي تناسلي آغاز مي شود. در مورد دخترها رشد جوانه پستان و رويش موهاي تناسلي اولين علائم بوده و حدود 2 تا 3 سال بعد دوره‌ي پريود ماهيانه ايجاد مي‌شود ولي ممكن است چند سال طول بكشد تا پريود ماهيانه منظم شود. فرايند بلوغ جنسي را به چهار مرحله نموده‌اند كه هر يك از اين مراحل داراي ويژگي‌هاي خاص خود است. بعنوان مثال رشد جسمي در دختر‌ها در مرحله دوم (مرحله رشد جوانه پستان) و در پسرها در مرحله 3 و 4 اتفاق مي افتد. 
عوامل مختلفي نظير عوامل ژنتيك، قوميتي، جغرافيائي، وضعيت اجتماعي-اقتصادي، سلامت، تغذيه و وضعيت‌هاي هيجاني زمان شروع بلوغ را تحت تأثير قرار مي‌دهند.
سوء تغذيه و بيماري مزمن شروع فرايند بلوغ را به‌تعويق انداخته و موجب بلوغ دير رس مي شوند. استرس شديد با و بدون كاهش وزن و فعاليت فيزيكي بيش از حد نيز باعث تأخير بلوغ مي شود. بر اين اساس مي توان عوامل مؤثر بر شروع يا تأخير بلوغ را در سه دسته عوامل زيستي (هورموني)، محيطي و رواني اجتماعي قرار داد كه تعامل بين اين عوامل زمان شروع بلوغ را مشخص مي كند.
عوامل زيستي و محيطي نه‌تنها شروع و تداوم فرايند بلوغ را تحت تأثير قرار مي‌دهند بلكه بر بروز رفتارهاي جنسي نيز اثر دارند. بروز رفتارهاي جنسي تحت تأثير هورمون‌هاي جنسي و عوامل اجتماعي است. هورمون‌هاي جنسي باعث ايجاد ميل جنسي مي شوند و عوامل اجتماعي و تأييدهائي كه فرد بدنبال بروز رفتارهاي جنسي از محيط دريافت مي كند باعث ايجاد انگيزه براي تداوم فعاليت جنسي مي شود.  عوامل محيطي معمولا از طريق مراقبت‌ها و كنترل‌هاي والدين بر نوجوان و تقبيح رفتار جنسي زودهنگام باعث كاهش رفتارهاي جنسي در نوجوان مي‌شوند با اينحال برخي از نوجوانان از اين حلقه‌ي كنترلي فرار مي‌كنند و به رفتارهاي جنسي زودهنگام روي ‌مي‌آورند. اين موضوع مي تواند علت‌هاي مختلفي داشته‌باشد از جمله كنترل ناكافي از سوي بالغين و يا برخي ويژگي‌هاي نوجوان  كه انگيزه كافي براي بروز رفتار جنسي را علي‌رغم مخالفت والدين و اطرافيان به او مي‌دهد.
عامل ديگري كه مي‌تواند بروز رفتارهاي جنسي را در نوجوانان تحت تأثير قرار دهد امكان تعامل با جنس مخالف يعني حضور يا عدم حضور نوجواني ديگر از جنس مخالف و يا فقدان جذابيت لازم در جنس مخالف است.
براين اساس به‌عقيده مترجم  شروع به‌موقع بلوغ (نه خيلي زود و نه دير هنگام) اهميت زيادي دارد و همانطور كه بلوغ زودرس آسيب‌زا است بلوغ ديرهنگام نيز با آسيب‌هاي زيادي همراه خواهد بود. براي حفظ سلامت كودك در طي فرايند بلوغ لازم است كودك از تغذيه مناسب (به‌نحوي كه كودك دچار افزايش وزن يا كاهش وزن مفرط نشود) برخوردار باشد ، مواجهه‌ي كودك با استرس‌هاي شديد به حداقل برسد، كودك  به انجام فعاليت فيزيكي مناسب (نه خيلي كم و نه خيلي زياد وافراطي) ترغيب شود و معاينات دوره‌اي براي پايش فرايند بلوغ از سنين پائين‌تر  انجام پذيرد. همچنين عدم تأييد و تشويق  رفتارهاي جنسي زودهنگام و رفتارهاي نشان دهنده جذابيت جنسي، محدوديت تعامل با جنس مخالف بخصوص در اوايل نوجواني، آموزش مهارت‌هاي لازم براي مراقبت از سلامت جنسي كمك خواهد كرد كه بروز رفتارهاي جنسي پرخطر و زودهنگام كاهش يابد.
منبع: Adolescents & Puberty

Dienstag, 1. Juli 2014

در حاشيه جام جهانى برزيل٢٠١٤

سوئیس هم قربانی مسی شد ،آرژانتین صعود کرد

                    سه‌شنبه، ۱۰ تیر ۱۳۹۳
تیم ملی فوتبال آرژانتین موفق شد با شکست سوئیس به مرحله یک چهارم نهایی جام جهانی صعود کند.
لیونل مسی
در یکی از دیدارهای مرحله یک هشتم نهایی جام جهانی ۲۰۱۴ آرژانتین و سوئیس از ساعت ۲۰ و ۳۰ دقیقه به مصاف یکدیگر رفتند. این مسابقه در ورزشگاه کورینتیاس برگزار شد.
این دیدار در ۹۰ دقیقه با تساوی بدون گل به پایان رسید. تا وقت‌های اضافه تکلیف تیم برنده را مشخص کند.
در وقت اضافه اول بازی دست آرژانتین بود اما همانند دو نیمه اول و دوم دو تیم موقعیت چندان خاصی نداشتند تا این نیمه هم بدون گل به پایان برسد.
در نیمه دوم وقت‌های اضافه آرژانتین عملکرد بهتری داشت اما سوئیس با یک بازی بسته اجازه موقعیت سازی را از یاران مسی گرفت.
شوت دی‌ماریا در دقیقه ۱۰۷ را بنایو به کرنر فرستاد.
دقیقه ۱۱۸ حرکت انفرادی مسی با پاس او همراه شد تا دی‌ماریا در موقعیتی خوب با یک بغل پا گل تیمش را به ثمر برساند.
در دقیقه ۱۲۲ بازی سوئیس صاحب یک ضربه خطا شد که این توپ به دفاع آرژانتین برخورد کرد.
این گل آرژانتین را به مرحله بعد فرستاد تا در مرحله یک چهارم نهایی به مصاف برنده دیدار آمریکا و بلژیک برود.
قضاوت این دیدار بر عهده اریکسون سوئدی بود او به ژاکا و فرناندز از سوئیس و روخو و گارای از آرژانتین کارت زرد نشان داد.
روخو با دریافت این کارت دو اخطاره شد و دیدار بعدی تیمش را در صورت صعود به مرحله یک چهارم نهایی از دست داد.